این روزها

باز تلفات خانه زیاد شده است.  پریشب موبایل بابا را پرت کردی روی سرامیک ها بابا عصبانی رفت سراغ موبایلش یکی از دکمه هاش کار نمی کرد، دعوات کرد، تو هم دویدی سمت من، وقتی اوضاع بهتر شد رفتی پشت کامپیوتر و "وب کم" را از روی مانیتور جدا کردی و از پشت میز رها کردی. وب کم هم روی سرامیک ها خورد و شکست.

بابا واقعاً عصبانی بود  روز قبلش هم با یک روان نویس تمام صفحه مانیتور را خط خطی کرده بودی و بعد توقع داشتی با دستمال کاغذی پاکش کنی که با کلی دردسر توانستیم پاکش کنیم.

این شکلی پیش بری نمی دانم تا چند ماه آینده چیز سالمی توی خونه یافت می شود یا نه؟

/ 2 نظر / 7 بازدید
مامی آلینا

جانمممممممم اتفاقاچندوقت پیشافکرکنم باغزال حرف بچه هابودذکرخیرسیناشدکه چقدرماشالله آرومه.الهی فداش.حتی المکان سعی کن این چیزادردسترسش نباشه.خودت که استادی استاداعظم[ماچ][ماچ][بغل][ماچ][ماچ]

مامان تربچه ها

اخ اخ خاله به قربونت خرابکاریها را تو مهد بکن حسابی شیطونی را تخلیه کن بعد مثل اقاها بیا خانه کنار بابا با کامی جون گیم بازی کن[چشمک][بغل]