دویدن قبل از راه افتادن

دیشب خونه مامانی بودیم، که یهو ایستادی ، دستات رو رها کردی و با عجله هفت هشت متر با سرعت تمام دویدی همه ما رو دچار شوک کردی یکباره همگی شروع کردیم برات دست زدن و آفرین گفتن. تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

باورمون نمیشد معمولا بچه ها آروم راه می رند و کم کم می دوند ولی تو دفعه اول دستهات رو رها کردی و تمام طول پذیرایی رو طی کردی و بعد تعادلت رو از دست دادی و افتادی... تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

 وای که چقدر اون لحظه شیرین بود برق شادی رو می تونستم توی چشمای بابات ببینم، تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comخودت هم از این استقلال شاد بودی تا می تونستی دستت رو رها می کردی و می دویدی و به ما اخطار می دادی که دست بزنیم تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

عصرها بهت بستنی می دم و وقتی بهت می گم سینا بیا بستنی بخور، قشنگ میشنی رو به روی من تا برات پیش بند ببندم و با خوشحالی می گی............ بَمَ (یعنی بستنی) وقتی بستنی هم تموم میشه چوب بستنی رو می گیری و با لثه هات گاز میگیری

بهت می گم ببعی چی میگه می گی بَ بَ

بهت می گم ماهی چی می گه تند تند لبهات رو به هم میزنی

ولی از صدای خروس می ترسی چون کتابت که صدای خروس در میاره صداش خیلی بلند بود و تو ترسیدی و ازش خوشت نمیاد

 

بهت می گم بگو "بیا" دستت رو میاری جلو صورتت و چهار تا انگشتت رو تا می کنی یعنی بیا

 وقتی بهت می گم موهات رو شونه کن برست رو دستت می گیری و می گی بَـــــــــــبَــــ ...... آخه خودم وقتی موهات رو شونه می زنم می گم بَه بَه چه خشگل شدی تو هم یاد گرفتی

تازگی ها یاد گرفتی بوسم می کنی و هر وقت بهت می گم مامان رو ببوس دهنت رو باز می کنی و لبهات رو می زاری روی صورت من

خیلی گرمایی هستی و شبها من مجبورم بیست بار پتو روت بکشم ولی تو بلافاصه پتو رو کنار می زنی چون می ترسم سرما بخوری دوباره پتو رو روت می کشم

مرد کوچیک خونه چیزی به تولدت نمونده حدود بیست روز دیگه یکساله میشی خدایا شکرتتصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

 

مرد کوچیک خونه من و بابا خیلی دوست داریم تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comو از خدای بزرگ و مهربون می خواهیم که هیچ وقت مرد کوچیک خونه رو تنها نزاره

/ 5 نظر / 4 بازدید
مامان آلینا

مبارکهههههههههههههههه هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا[دست][دست][دست][دست] به نظرمن راه افتاندنشون اصلایه شیرینی خاص دیگه ای داشت نسبت به بقیه فعالیتهای دیگه ای که قبلایادگرفتن. باباعسل شده جیگرمن.آلینم دقیقامثل سینامیگه بیا. اومدم تهدیدکنم این پست آخری روهم بدون عکس زیرسبیلی ردکردم .ببینم دفعه دیگه چکارمیکنی.[متفکر] سین سین جیگرم روببوس.ازخط سانسورهم بیابیرون هرچی دوست داری نثارم کن.[چشمک][خنده]

مامان یکتا

خاله قربون دویدنش بره که ماشالله این قند عسل همه جوره آقاست. از همین الان معلوم مرده زندگیه.[چشمک]

مامان تربچه ها

سلام مبارک باشه پس پسرمون راستی راستی دیگه اقا شده منتظر عکسهای سفرتون هستم و بیشتر از ان منتظر تولد سین سین [ماچ][ماچ][ماچ] ممنون که به ما سر میزنی [گل][گل][گل]

مامان آلینا

فدای مامان مهربون ومردکوچک شیرین عسلش. عکسای سفرش چی شدپس؟[ناراحت] [بغل][بغل][ماچ][بغل][بغل][ماچ]

مامان یکتا

تولد شاه پسر قند عسل ،شازده پسر سین سین جیگر مبارکککککککککککککککککککک. خاله جونی الهی که 120 سال با دل خوش و سر سربلند و تن سلامت زیر سایه مامان و بابایه مهربونت شاهی کنی.