بهترین ها برای غنچه های شهر

چند روز پیش نمایشگاه بهترین ها برای غنچه های شهر در بوستان گفتگو بود که ما هم یک سری به این نمایشگاه زدیم.

به نظرم خیلی بهتر از نمایشگاه قبلی که البته اسمش را یادم نیست و توی سالن حجاب برگزار شد بود و تنوع محصولات خیلی بیشتر بود ما هم که لیست خرید وسایل برای مهدکودک به دست راهی نمایشگاه شدیم. متاسفانه در نمایشگاه هیچ دستگاه عابربانکی وجود ندارد که در صورتی که پول به اتمام رسید بشود از آنجا پول تهیه کرد و با اینکه دو تا از بانک ها هم در این نمایشگاه غرفه دارند (بانک شهر و پاسارگاد) ولی عابربانکی وجود ندارد. غرفه های موجود در نمایشگاه نیز دستگاه کارتخوان ندارند که بشود از این راه خرید کرد و اگر کسی قصد رفتن به نمایشگاه را دارد بداند و آگاه باشد که پول به اندازه کافی همراه ببرد که مثل ما به در بسته نخورد و مجبور نشود با بچه کلی راه برود تا به عابربانک های منطقه برسد.

در بیرون از سالن ها و در محوطه بوستان یک شهرک ترافیکی کوچک با چند دوچرخه برای بچه ها در نظر گرفته شده است که مورد استقبال سینا قرار گرفت و دقت کردن به چراغهای راهنمایی رانندگی و تابلو ها برایش لذت بخش بود البته به خاطر اینکه محکم پدال نمی زد بیشتر از یک متر خودش به تنهایی نمی توانست جا به جا شود و من باید کنارش آرام دوچرخه را هل می دادم تا بازی کند. سر یکی از پیچها پسر بچه حدودا پنج ساله ای که می خواست از ما سبقت بگیرد و موفق نمی شد ناگهان با ژستی مردانه گفت:‌خسته شدم. پدرسوخته ام در اومد! و خوب سینا هم که کمی از او ندارد و از آنجایی که استعداد در یادگیری حرف زشت خیلی خیلی بیشتر است انگار که حرف دلش را زده باشند حرف او را در هوا قاپید و گفت: مامان پدرسوخته شدم از بس دوچرخه سواری کردم!

مترو تهران نیز در این نمایشگاه حضور داشت و سینا هم که به شدت خوشش آمده بود دائما از گیت تعبیه شده در غرفه رد می شد. کلا پسرم عاشق ماشین و اتوبوس و مترو و اینجور چیزها است. امیدوارم در بزرگسالی خلبان شودنیشخند

و البته چون ما صبح زود رفتیم و آن ساعت قحطی بچه بود اکثر غرفه داران عزیز سینا را تشویق می کردند که به غرفه شان برود و برای تزئین دکور غرفه برایشان نقاشی بکشد و بادبادک یا چیز کوچکی به عنوان جایزه به او بدهند. اینجانب نیز در راستای امر مادرشوهر داری چشممان به قلم های مخصوصی که برای یادگیری زبان در نمایشگاه فروخته میشد افتاد و از مسئول غرفه سراغ فلم هایی با همان شکل و شمایل ولی برای خواندن قرآن بود را درخواست نموده و یک پکیج برای آن والا مقام خریداری نمودیم.

این بود انشای ما

/ 1 نظر / 22 بازدید
مامي آلينا

عزيزمممممممم اون پدرسوخته شدنت روقربون[ماچ][بغل][ماچ]