بدبختی های ساعتی

ما زنها هم موجودات عجیبی هستیم ها وقتی همسرمون یه ذره بهمون توجه می کنه خودمون رو خوشبخت ترین زن دنیا می دونیم و فکر می کنیم بهترین احساس دنیا رو ما تجربه می کنیم وقتی هم مورد بی مهری قرار می گیریم فکر می کنیم خیلی بدبختیم خیلی بیچاره ایم از زندگی سیر میشیم فکر می کنیم چقدر بدبخت شدیم و تا کجاها که نمیریم.

وجود بچه باعث میشه توجهات طرفین به هم کمتر بشه و اگر مدیریت درستی توی رفتارها نداشته باشیم یه فاصله عمیقی بین همسران پیش میاد که وقتی می فهمند که خیلی از هم دور شدند ولی مگه میشه بچه رو از زندگی حذف کرد؟

 وقتی زنی به بچه اش رسیدگی می کنه که چیزی کم و کسر نباشه یه جور برخورد میشه که خوب وظیفه اش است... بچه اش دیگه... انگار که بچه جهیزیه زن و از خونه باباش میاردش بعد وقتی همین بچه بزرگ میشه اگر بچه ناخلفی باشه مامانش درست تربیتش نکرده ولی اگر بچه خوبی باشه میگن این پسر همون پدر- این بچه خاندان ماست- از خون ماست - و هر جا هم میره ازش می پرسند اسم: ؟   نام پدر:؟  مادر بیچاره فقط برای پی پی شستن و کارهای اینچنینی مادر بوده

و بازم خوشحالم که یک زنم چون لذت هایی که من مادر می برم را هیچ وقت یک مرد نمی تونه درک کنه

این جمله رو امروز جایی خوندم و هنوز دارم بهش فکر می کنم

خیلی به هم علاقه داشتند، همیشه با اسم کوچک همدیگر را نگاه میکردند.

 

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
غزال

اتفاقا این مطلبی که پدر بزرگ ایدین خدا بیامرز هم ازش شاکی بوده ولی منم مثل تو فکر میکنم....و میدونم که هر بچه ای هر چقدر هم که پدر دوست باشه ذاتش به سمت مادر گرایش داره ولو اینکه در حقش مادری نکرده باشه[ناراحت]

مامان تربچه ها

سلام متاسفانه این تو فرهنگ ما جا افتاده که باید تغییر اساسی توش ایجاد بشه مادر بزرگم خدابیامرز یه شعری میخوند میگفت ا(صلم پدره که مادرم رهگذره )ولی نباید از حق بگذریم که پدرهای این دوره با انصاف تر هستند [متفکر]