ترس

متاسفانه من آدم ترسویی هستم تقریبا از همه چیز می ترسم. یعنی تا یادم می آید برای ساکت کردنم ترسانده شده ام. از سگ توی خیابان، از آمپول، از صدای شغال ها لذت نبردم و وحشت می کردم، از رعد و برق، از تاریکی، از تنهایی، از هواپیما، از سوسک، از موجودات خیالی که با توصیفات زیاد بزرگترها در ذهنم حالت واقعی پیدا کرده  بودند. ولی تمام تلاشم را می کنم که تو نترسی، تو از موهبت های الهی لذت ببری، وقتی سگی به ما نزدیک می شود نفس عمیق می کشم ، تمام سعی ام را می کنم که استرس نگیرم. به تو نشانش می دهم، تشویقت می کنم که نگاهش کنی کنارت می ایستم آرام به او نزدیک می شویم و حالا می فهمم آنقدر هم که من از سگ می ترسیدم موجود ترسناکی نیست. می نشینم تا احساس امنیت کنی و سگ کوچک همسایه را که در حال بازی است تماشا می کنیم او به ما نزدیک و نزدیک تر می شود و من به احساسات خودم می خندم که این موجود کوچک اصلا ترس نداشته. وقتی از تاریکی می ترسی چراغ را روشن می کنم و دوباره خاموش می کنم و بلند بلند با هم می خندیم، از تاریک و روشن شدن اتاق لذت می بریم. حتی چند وقت پیش وقتی یک انار را باز کردم، دیدم یک کرم کوچک شروع به حرکت کرد انار را داخل یک سینی گذاشتم و صدایت کردم تا کرم درون انار را ببینی. برایت جالب بود. با دست گرفتیش و نگاهش کردی و من اصلا جیغ نکشیدم و آرام گفتم مامان جون بزارش توی سینی ممکنه لِه بشه توی دستت و بعد بردمش. سینای کوچک دوست داشتنی من، این روزها با هم از دنیا لذت می بریم و من دوباره کودکی می کنم.

/ 9 نظر / 3 بازدید
حسام

امروز چه حالی میکنی با سینا کوچولو برف بازی یادتون نره مواظبش باش . شاد باشین

چیزها

سلام به وبلاگ من سر بزن ممنون میشم.

ميترا

خوب ميكني مامان سينا پسرا نبايد از چيزي بترسن .... پسرا شيرن مثه شمشيرن ..... يه چند وقت ديگه ميبيني وقتي اين جمله رو ميگن چطوري سينه شونو سپر ميكنن و باورشون ميشه كه شير شيرن ...

خانم شین

سلام چند وقت پیش کامنتی از شما داشتم در مورد اسباب بازی برای دوقلوهای یک ساله الان دارم اسباب بازیهای پسرم رو مرتب و سوا می کنم می تونم یکی دو تا کیسه اسباب بازی برای این دوقلوها جدا کنم چطوری و کجا به دستتون برسونم؟ ممنون می شم

مامي آلينا

واي نه شراره سگ خيلي ترسناكه[نگران][نگران]ولي كاردرستي ميكني .كرم بازيم جالب بودا[چشمک]

هنا

این طور وقتهاست که می فهمم واقعا این بچه ها چه نعمتی هستند برای ما برای مرور کردن خودمون......

مامي آلينا

مخلصيم خواهر.

مامان تربچه ها

خیلی خوبه که خودت را کنترل میکنی اصلا این چیزهایی که گفتی ترسناک نیستند ترسناک ان رفتارهای زشت و زورگویی هاست [مغرور]واقعا درسته ادم با تربچه هاش بچگی خودش را دوره میکنه [تایید]

بابای رها

سلام مامان سینا اینکه ما یکبار دیگر با بچه هامون تربیت میشیم را قبول دارم.. امیدوارم بتونید کتاب "تفکر زائد" محمد جعفر مصفا را بخونید و بیشتر از این از تسلط بر خودتون لذت ببرید. حتما رشد ما و مخصوصا" شما مامانا خیلی در سرنوشت مردان و زنان آینده ایران زمین موثراست. ولی یادمون نره اونا بچگی باید کنند و زود بزرگ نشن. برای اینکار ساده ترین را تجربه مجدد بچگی توسط ماست. و خوشحالم که شما همراه سینا هستید..[پلک]