مرخصی

دیروز دوباره لپت را گاز گرفته اند. این دفعه دیگه جای تمام دندان های بالا و پایین نیش شخص مزبور روی صورتت جا خشک کرده مربی هم عذرخواهی اش را در دفترچه ات نوشته.

خاله می گوید: سینا گناه دارد و زود است به مهد برود. نمی خواهد دیگه برود.

ناراحت می شوم. عذاب وجدان می گیرم هی تصور می کنم نکند فردا با مداد رنگی در چشم ... و مربی آن وقت هم با یک معذرت خواهی می خواهد تمامش کند..... ولی مصمم هستم این راه را ادامه بدهم.

 بابا می گوید: نبرش مهد کودک. صبح کمی صدایت گرفته ساعت 9 که قرار است بروی به مهدکودک به خاله می گویی: مهدکودک تعطیله فردا بریم.

امروز را هم مرخصی گرفتی و نرفتی.

/ 7 نظر / 6 بازدید
مامان تربچه ها

سلام چه خوب که دوباره فعال شدی ...خوشحال شدم از دیدن نظراتت [گل][گل][گل]الهی بگردم کی گازش گرفته به نظرم خیلی راحت برخورد نکن با این قضیه بزار مربی ها بیشتر مراقب باشند و بجه ها را کنترل کنند افرین به ارادت که کم نمیاری[دست][بغل]

سیما

سلام وب جالبی دارین. خدا گل پسرتونو حفظ کنه واستون. تقریبا همسن هست با اشکان من منم به همین دلایل اشکان رو مهد نمیزارم. مریضی/ازار دیگران و... اما خب به نیمه پر لیوان هم که نگاه کنیم یه خوبی هایی داره

غزالمامان رونیکا

فدای دل نازکیت بشم.......ولی این اشتباه رو نکن...هرروز ببرش.....که خدای نکرده نشه یک روند براش....و اسلحه اش....برای عدم حضور در مهد....روش رو ببوس

تارا

الهی بگردمش.......لپم درد گرفت از تصور جای دندونا روی لپش.[ناراحت]

ستاره

سلام من از دوستان مامان رونیکا هستم یه ماه دختر 2 سالم و گذاشتم مهد. می شه بگید پسرتون کدوم مهد؟از کدوم مهد راضی هستید؟ از کدوم ناراضی؟ممنون میشم

دلبند

من خیلی ترررررررررررررررررررسیدم آرشیو خرداد رو خوندم. راستشو بخوای بیشتر از نوع مهد من اضطراب جدایی از بچمو دارم. [نگران]