Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- مهدکودک (قسمت پنجم) - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


مامانی تماس گرفت و گفت بدنت پر از دونه شده که البته خارش داره و این خارش کلافه ات کرده صبح هم کمی تب داشتی .

پس دکتر رفتن قطعی شد و فکر می کنم یه دو هفته ای پروژه مهدکودک متوقف خواهد شد.

البته اگر حدسیات من در مورد "آبله مرغون" درست باشه!

اِصه ی ما به سر رسید

کلاگه به خونش نرسید

بالا لَفتیم ماست بود

اِصه ما لاست بود





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩