Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- 2.2.2.2 - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


دو سال و دو ماه و دو هفته و دو روز

برای رفتن به خونه آماده ات کردم خودم زودتر اومدم بیرون کفش بپوشم آخرین لحظه از در اومدی بیرون و دویدی سمت پله ها بدون اینکه نرده ها را بگیری پله اول را رفتی پله دوم هم به خیر گذشت که پله سوم با سر به سمت پایین پرت شدی پله هفتم تونستم بگیرمت خیلی ترسیدم

خدا را شکر کاپشن پوشیده بودی و کلاه داشتی ولی باز هم معلوم بود یک فرشته ازت محافظت کرد بغلت کردم بدنم یخ کرده توان اینکه پله ها را برگردم بالا نداشتم. دایی با شنیدن صدام دوید بیرون و از دستم گرفتت

خدایا شکرت

ازت ممنونم





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩