Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- سوتی - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


چند روز پیش یکی از همکارا می خواست بره مرخصی من هم به عنوان جانشینش برگه مرخصیش رو امضا کردم و تلفنش رو روی تلفن خودم منتقل کرده بودم

همون روزی که ایشون مرخصی بودند بعد از ظهر یک نفر زنگ زد و گفت با خانوم فلانی کار داره من هم که عجله داشتم پشت خطی هام رو جواب بدم گفتم: نیستند.

خانومی که پشت خط بود گفت کی تماس بگیرم؟

گفتم نیامدند فردا تماس بگیرید

گفت:امروز اصلاً نیامدند؟

گفتم: نخیر .(یه مقداری مشکوک شدم) شما؟

گفت من مامانش هستم.

.

.

اتفاقی نیفتاد چون هنوز به روی من نیاورده نیشخند

پی نوشت١ :‌این خانوم یه دختر ٢٧ ساله مجرد

پی نوشت ٢: وقتی می خواهید بپیچونید از قبل هماهنگی لازم را مبذول فرمایید. 

 





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸