Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- ضیافت کودکانه - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


سینا رفت سر کابینت و بسته لیمو عمانی ها رو برداشت و ریختشون روی سرامیک ها

بعد با شادی وصف ناشدنی و یه حس مالکیت عجیب شروع کرد به حرکت دادن لیمو ها یهو دیدمش و گفتم: چی کار می کنی؟ سبز

با شنیدن لحن صدای من و دیدنم خودش فهمید کار غیر متعارفی انجام داده سریع دست و پاهاش رو جمع کرد و شروع کرد به فرار کردن. متفکر

 خیلی ناراحت شدم که چرا مهمونی که با لیمو عمانی ها برگزار کرده بود رو به هم زدم.

کاش بچگی کردنش رو به نظاره می نشستم و ضیافتش رو خراب نمی کردم.

 





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸