Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- تصمیم کبری - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


من که از اظهار نظرهای بیجا در مورد بچه ام که البته خیلی هاش رو از سر دلسوزی می گویند این قدر ناراحت میشم چرا تا به حال به خودم گوشزد نکردم که تا کسی ازم نظر نخواد نظر الکی برای بچه کسی ندم و واسش نسخه نپیچم (خدایا منو ببخش )

تصمیم گرفتم از این به بعد برای هیچ بچه کوچکی نظر ندهم و گنجینه اطلاعاتم رو بزارم برای بچه دومم یا اینکه توی ذهنم نگهشون دارم.

تصمیم گرفتم از این به بعد  کاری کنم که اگر مادری همراه کودکش برای چند ساعت در کنار من بودند از این در کنار من بودن عذاب نکشند.

پس برای بهتر شدن از خودم شروع می کنم.

 باید هر وقت یه مادر و بچه اش رو دیدم یه نخ به انگشتم ببندم تا یادم نره چه تصمیمی گرفتم.





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸