Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- پسر سیزده ماه و نیمه ما - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


مامان: اسمت چیه؟

سینا: داناااا، ناااااااانااااااا (سینا)

*

مامان: جوجه میگه؟

سینا: دوده،... دیت دیت دیت دیت (جوجه .... جیک جیک جیک)

*

مامان: کلاغه میگه؟

سینا: قااااااااار (قار قار)

*

مامان: ببعی میگه؟

سینا: بَ بَ (بع بع)

 

*

Image Hosting by Picoodle.com

مامان: خروسه میگه؟

سینا: اووو اوووو (قوقولی قوقو)

*

Image Hosting by Picoodle.com

مامان: اسب چی میگه؟

سینا: پیته پیته (پیتیکو پیتیکو)

*

مامان: هاپو چی میگه؟

سینا: هاپ هاپ

*

مامان:ماهی چی کار می کنه؟

سینا: لباش رو تند تند باز و بسته می کنه

*

مامان: لاک پشته چی کار میکنه؟

سینا: دهنش رو مثل لاک پشت  که غذا می خوره باز و بسته می کنه نمی تونم توصیف کنم.

*

مامان: ملچ ملوچ کن

سینا: ملچ ملوچ

*

مامان: سینا صورت مامان رو ببوس

سینا: ---------- محاله ببوسه

*

مامان یه آینه به سینا میده و میگه: نی نی سینا رو ببوس

سینا: پنج شش تا بوس به تصویر خودش در آینه می کنه.

*

مامان: یک، دو ، سه ،چهار ، پنج، شش، هفت ، هشت ، نه

سینا: دو دی دِ دا و بعد از اینکه مامان نه رو گفت بلند میگه: دَه

*

مامان: سینا دست بزن

سینا: دَس و دست میزنه

*

مامان: سینا نانای کن

سینا: باسن و دستها رو تکون میده

*

مامان: سینا اذان بگو؟

سینا: (با دستی که روی گوشش گذاشته) اَاَاَ (الله اکبر)

*

مامان: جورابات کجاست؟

سینا: جوراباش رو میاره و میگه: بوآب بوآب

*

امروز سالگرد عروسی من  و بابایی

ایشاا... که هر کسی یه عشق پاک و سالم داره بهش برسه و خوشبخت باشن.

صبح امروز یه برف خیلی قشنگ می اومد که توی این روز  بهاری یه سورپریز واسه من و بابا در سالگرد ازدواجمون بود  که البته غزال جان با عکسایی که از برف صبح امروز گرفته بود این خاطره رو برام موندگار کرد. 

پی نوشت:

 این آپلود عکس هم شده اعصاب خورد کن، هر چی می خوام عکس آپلود کنم نمی شه فقط همون دو تا عکس  آپلود شد.





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸