Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- برف - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


سینای مامان الان داره برف میاد اولین برف زمستونی از پشت پنجره این صحنه رو می بینم خیلی قشنگه و یه حس خوبی به آدم میده امیدوارم همه بچه ها جاشون گرم باشه و هیچ بچه ای توی سرما بیرون نباشه

*****

دوست داشتم بیام خونه و ببرمت بیرون برف رو نشونت بدم ولی تا من اومدم خونه برفها آب شدند گوله برفی بالاخره برف رو نشونت می دم دنیا چیزهای قشنگ زیادی برای عشق ورزیدن و شاد بودن داره فقط مامانی یه کم بی همتم و وقت کم دارم که تو رو به ددر ببرم

مرد کوچیک زمستونی خونه دوست داریم





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧