Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- اهم اخبار - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


داشتی تلویزیون نگاه می کردی که بابا کنترل را برداشت و کانال را عوض کرد.

سینا: داشتیم میبینه بودیم اِاِاِاِاِاِاِ

موقع پایین اومدن از پله ها می خواستم دستت را بگیرم تو هم "خمیر بازی" تو دستت بود، نمی خواستی خمیر را ازت بگیرم، به ساعد دستت اشاره کردی و گفتی: مامان دستم را نگیر ، گردنش را بگیر.

 

موقع بیرون اومدن از دستشویی می خواستی دمپایی ات را در بیاری ولی گیر کرده بود، رو به من گفتی: دمپایی را از پاچی ام در بیار.

توی آشپزخانه یهو سوت زودپز شروع به صدا کرد. تو هم گفتی: مامان غذات پُخیت.





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٩