Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- جشنواره کودک، بازی و ورزش - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


چند روز پیش توی کیفت  یک بلیط شرکت در جشنواره کودک،بازی و ورزش بود. روی درب مهدکودک هم یک پوستر بزرگ راجع به این جشنواره زده بودند که در آن قید شده بود روز 7 بهمن در خیابان حجاب ساعت 8:30 تا 12:30 این جشنواره برگزار میشود. تو هم از من پرسیدی این برگه که خاله ساناز توی کیفم گذاشته چیه؟ گفتم : این بلیط جشنواره است. دوست داری بری جشنواره؟ گفتی: آیه (آره). از پریشب هم حسابی ذوق کرده بودی و هر دقیقه سراغ بلیط را می گرفتی. من هم بلیط را بهت می دادم و می گفتم پسرم گمش نکنی، اگر گم بشه توی جشنواره نمی تونی شرکت کنی. تو هم مثل چشمات مواظب بلیط بودی و به صورت کاملا عجیب نه گُمش کردی و نه پاره اش کردی. سوال

خلاصه دیشب با دایی جان قرار گذاشتیم که شما را ببره جشنواره. گفت بدون ماشین هم میره چون توی طرح ترافیک و نمیشه ماشین برد.

ساعت 9:30 دایی جان تماس گرفت که مطمئنی آدرس را درست دادی؟ گفتم: مطمئنم خودم آدرس را خوندم.

ولی برای اطمینان با مهدکودک تماس گرفتم و مجددا آدرس را پرسیدم که کاملا درست بود، ولی ظاهراً چند دقیقه قبل با مهد تماس گرفته شده بود و اعلام شده بود جشنواره کنسل است. با شماره تماس های جشنواره تماس گرفتم،و پرسیدم که جشنواره ای که امروز ساعت 8:30 باید شروع می شد خبر کنسلی اش ساعت 9:30 باید به ما برسه؟ ابراز شرمندگی کردند که به تمام مهدکودکها اعلام شده بود احتمالا مهد پسر شما یادشان رفته به شما بگویند.

با عصبانیت گفتم: بچه من بیست ساله نیست که بهش بگم: خوب اشکالی نداره. برو خونه هر وقت دوباره برگزار شد بیا.

دلم برایت می سوزه که چقدر ذوق شرکت در این جشنواره کذایی را داشتی و الکی هیجان به خرج داده بودی.

امیدوارم امشب بتونم ببرمت یک جایی که حسابی بازی کنی و وجدانم آسوده بشود.

شرمنده عزیز دلم باور کن تقصیر من نبود تقصیر کلیه ارگانهای گرامی بود.عصبانی





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩