Lilypie Fourth Birthday tickers ---------------------- راهکار - سینا مرد کوچک


سینا مرد کوچک

روز 10 اسفند 1386 خداوند نعمت را بر ما تمام کرد و در بیمارستان صارم تهران ساعت 9:10 صبح روز جمعه یه موجود پاک و معصوم را به ما هدیه داد (دوست دارم این وبلاگ یه یادگاری باشه برای روزی که مرد کوچولوی ما بزرگ شده).


توی راه هوا خیلی سرد بود یکبار توی استراحتگاه بین راه ازت پرسیدم جیش داری؟

گفتی: نه

وقتی ده کیلومتر از استراحتگاه دور شده بودیم، گفتی: مامان جیش دارم.

من هم دیدم هوا خیلی سرده اگر بخوام لباسهات را در بیارم تا جیش کنی تمام تنت سرد میشه به ناچار توی ماشین پوشکت کردم و گفتم:  ایندفعه توی پوشکت جیش کن، چون اینجا دستشویی نیست.

سه ساعت بعد

 از بابات پرسیدم تا استراحتگاه بعدی چقدر راه مونده ؟

گفت: حدود ٣٠ کیلومتر

گفتم: وای نهآخ

بابا پرسید مگه چی شدهمتفکر

گفتم: آخه می خوام برم دستشویی ، نمی تونم صبر کنم.خجالت

یهو بلند گفتی: مامان اینجا دستشویی نیست، تو پوشکت جیش کن. اشکالی نداره.تعجب





نویسنده : مامان سینا ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩